|
سلام به دوستان گل خودم
من اومدم با یه پست تازه :
امروز اومدم تا براتون از قدرت عظیم ذهن در استفاده از هنر تلقین حرف بزنم، (قدرتی که منو این همه مدت خونه نشین کرد و بی حوصله) می دونم که کم و بیش همه مون با لفظ تلقین آشنا هستیم و می دونیم چی هست، اما خوبه که راه استفاده از اون رو بهتر یاد بگیریم تا توی زندگیمون موفق تر باشیم البته منظورم این نیست که تنها راه موفقیت تلقین هست اما به جرات می تونم بگم که یه راه کاملا قانونمند و اساسی برای رسیدن به خواسته هاست البته برای کسانی که با تک تک سلول هاشون قدرتشو باور کنن و بهش ایمان بیارن:
اصولا تلقین یک روش کاملا کاربردی برای دستیابی به اهدافی هست که ما روی اونها تمرکز می کنیم، و به خودمون اون هارو تلقین می دیم، تاحالا چندین بار برای خود من اتفاق افتاده که وقتی از اتفاق افتادن چیزی ترسیدم و گفتم خدا کنه اون اتفاق نیوفته، چون تو مغزم هی تکرار کردم و فکر کردم که هر لحظه ممکنه اتفاق بیوفته، واقعا این اتفاق افتاده...یعنی می خوام بگم که ما با تلقین کردن می تونیم روی تمام خواسته هامون تمرکز داشته باشیم تا بالاخره اتفاق بیوفتن، تلقین فقط در مورد چیزهای بد صدق نمی کنه، بلکه ما می تونیم با کنترل کردن افکارمون، اونها رو روی چیزهایی که می خوایم متمرکز کنیم، لابد می گید این که خیلی پیچیده شد!! نه بابا، اگه تخیل قوی دارین یا اگه بتونید تخیل خودتونو تقویت کنید به طوری که چیزهایی که می خواین، به طور واضح چند بار در روز در ذهنتون ببینید، بالاخره اتفاق میوفتن، طوری که باورتون نمیشه، لابد میگید این کار رو کردید اما جواب نداده،خوب دلیلش اینه که یا کاملا قبول نداشتین و ته دلتون هی می گفتین که شاید بشه شاید نشه، یا اینکه به قدر کافی ادامه ندادین...توقع نداشته باشین که یه روز انجام بدین و فردا خواسته تون براورده بشه، بعضی هاشون حتی یه سال و دو سال هم طول میکشه اما انقدر ارزش داره که به خاطرش فقط یک مقدار تمرکز کنین، نه هزینه ای داره نه وقتی میگیره، اگه شاغل هستین یا خانه دار، حتی اگه شبانه روز در حال درس خوندن هستین، اون چند لحظه ای که دارین استراحت می کنین رو به تمرکز رو اهدافتون اختصاص بدین، من به شما اطمینان میدم اگه این کار رو شوخی نگیرید و کاملا تمرکز داشته باشین حتما موفق میشین، من تا به حال به چند تا از خواسته هام رسیدم، اما یه آزمایش حقیقی انجام دادم که شاید باورش براتون سخت باشه، اما میگم تا بفهمید که هم می تونه اثر مخرب داشته باشه هم اثر سازنده و همینطور که چقدر حقیقت داره...
من هم اوایل فکر می کردم ممکنه اثر نداشته باشه به خاطر همین تصمیم به آزمایش روی خودم گرفتم (البته از نوع مخرب، چون تو نوع سازنده اش ممکن بود فکر کنم که تلاش خودم باعث شده که به خواسته ام برسم)، یه شب موقع خواب تصمیم گرفتم که افسردگی رو تجربه کنم، از فردا صبح شروع کردم به تلقین به خودم که دارم افسرده میشم،آهنگ های غمگین می گذاشتم و به آهنگ ها گوش می دادم و اینطور تلقین می دادم که من شکست عشقی خوردم و دارم به این آهنگ ها گوش می دم، تو ذهنم قصه ها می ساختم و همش این تلقین وجود داشت که کنار گذاشته شدم، طوری به خودم تلقین می دادم که اشک چشمام بند نمیومد و همین طور ادامه می دادم، هر روز از صبح تا شب به افسردگی فکر می کردم و به خودم می گفتم که دارم بدجور افسردگی می گیرم انقدر که اصلا موضوع آزمایش هم یادم رفته بود و گوشه نشین شده بودم، باورتون نمیشه اما کم کم علائم بیماری رو تو وجود خودم پیدا کردم و واقعا افسرده شدم و حس تنها گذاشته شدن یه لحظه ولم نمی کرد، دائم آه می کشیدم و به کسی که منو تنها گذاشت لعنت می فرستادم ولی در واقعیت کسی وجود نداشت!! میگم که، منم کلا موضوع آزمایش یادم رفته بود و انقدر تلقین کرده بودم خودمم باورم شده بود، تا این که چند روز پیش می خواستم یه کتاب از تو قفسه کتاب هام بردارم که یه هو چشمم به کتاب قدرت خود تلقینی افتاد، ناخودآگاه برداشتمش و شروع به خوندن کردم، اما هنوز چند صفحه نگذشته بود که تازه قضیه ی آزمایش یادم اومد، آخه اونجا نوشته بودم...(تازه اونموقع بود که یادم اومد دستی دستی چه بلایی سر خودم آوردم)، بعد از اون شروع کردم به عوض کردن شیوه ی زندگیم تا دوباره به وضع سابقم برگردم و واقعا از این همه قدرت انعطاف پذیری ذهنم به خودم لرزیدم، چون اگه ما اینقدر قدرت داریم و همهمون بخوایم ازش استفاده کنیم دنیا عالی میشه چون ما هرچی بخوایم دنیا به ما میده به شرط اینکه با تمام وجود بخوایم، اما فرض کنید یکی از این قدرت تو جنبه ی مخرب استفاده کنه...چی میشه؟ هیچی دیگه...
خیلی وقته که نیومده بودم، اما امیدوارم دوستای گلم منو ببخشن و با نظراتشون مثل همیشه من رو مورد لطف خودشون قرار بدن... منتظر حضور سبزتون هستم... |