سلام آخه مي دوني چيه؟ من منظورم اين هست که من بنده خوبي واسه خدا نبودم... اما چون خدا همه بنده هاشو دوس داره؛ خودش با نشانه هايي که داد و من رو متوجه حضورش توي زندگيم کرد، باعث شد من عاشقش بشم : يعني خدايي که اينقدر رحم و مروت داره و اينقدر نسبت به بنده هاش مهربونه، حتما قابل پرستشه و هيچ کس نمي تونه جاشو تو قلبم بگيره حقا که معبود اصلي خودشه...به خاطر اين بود که گفتم اگه اون نبود؛ يعني اگه خدا خودشو نشون نمی داد، من تو چنان غفلتی بودم که عمراً نمي فهميدم... يعني بود و من نمي ديدمش حِسِش نمي کردم...اُکي؟
در مورد هزار توماني نو و تغيير شکلش بايد بگم که خوب به نظر من ممکنه به خاطر خطاي ديد ما باشه که فکر مي کنيم تغيير شکل مي ده! چون چشم هاي ما توانايي هاي زيادي داره که خيلي ها ازش بي خبرن و از اون به عنوان خطای دید یاد می کنند؛ اما همین اتفاق گاهي اوقات باعث ميشه ما چيزهايي ببينيم که اگه يه کم دقت کنيم ديگه نمي بينيم (تا حالا شده فکر کنی که همش یه سایه می بینی یا فکر کنی یکی داره نگات می کنه؛ اما وقتی بر می گردی می بینی که هیچ کس نیست! مخصوصاً وقتی تنهایی و می ترسی؟!) و اين همون روشي هست که توي آموزش هاله بيني هم ازش به نحو صحیح استفاده ميشه و چشمها رو طور خاصی عادت می دن (تربیت می کنن) که باعث می شه توانایی چشم هاشون برای دیدن هاله رشد کنه و چشم ها قادر به دیدن هاله بشن...
چشم ها در حالت عادي، عادت دارند که فقط چيزهايي رو ببينند که تقريبا از دوران بچگي (چشم هاشون) به اون ها عادت کردن؛ در حالی که دنيا اون چيزي نيست که ما فقط ظاهرشو مي بينيم...
بزار واضح تر بهت اطلاعات بدم عزيز...چشمان ما مي تونن دامنه ي بسيار کمي از فرکانس هاي ارتعاشي الکترو مغناطيسي با طول موج 3/0 تا 7/0 ميکرومتر (از بنفش تا سرخ) را ببينن. ما ترکيبي از فرکانس هاي ارتعاشي اين محدوده رو به صورت رنگ می بینیم، و اینارو میشه با دستگاه طیف نور و با دستگاهی به اسم "اسپکتروفتومتر" به دقت اندازه گیری کرد، همین طور رنگ هایی که ما با چشمامون می بینیم فقط درک ناقصی از واقعیتی پیچیده هست که امیدوارم یه روزی همه درکش کنن و ...امیدوارم متوجه شده باشی!البته باز هم می گم فقط ممکنه به این علت باشه...